تبلیغات
یادم هست - یک سندروم زنانه



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 11 اسفند 1392-09:18 ق.ظ

نویسنده :setare *

یک سندروم زنانه

من در حال حاضر بنا به شرایطم خاندارم یا به قول شبکه دو (زنده باد زندگی) خانواده دارم این شغل خیلی سخته و خیلی صبر می خواد خصوصا برای افرادی مثل من که قبلا تجربه ای از کارمندی داشتند البته منظورم از سختی خانه داری این نیست که خوب کلی کار داری و دائم دو تا دستات در حال حرکت هستند و در عوضش هم مثلا سر ماه فیش حقوقی و بیمه نداری و درنهایت هم هیچ وقت باز نشست نمی شی. اینها وجود داره  اما جز سختی کار محسوب نمی شه. سختی کار از اونجا شروع می شه که دیگران تو رو نمی فهمند خصوصا وقتی خانواده داری همراه می شه با مادری که دیگه کلا وجودت و جنست عوض می شه اصلا انگار یه عینک جدید میاد می شینه رو چشمای ادم اصلا گاهی اوقات از خودت می پرسی یعنی این من بودم که قبلا این طرز فکر رو داشتم در مورد مثلا فلان مساله؟ این عینک این طور نیست که حالا همه چی رو زیبا و رمانتیک تر ببینه! نه اصلا . اما این عینک برات این فرصت رو ایجاد می کنه که متفاوت ببینی و سختی ها هم از همین جا تقریبا شروع می شه از همین نقطه که تو الان یه عینک داری و دیگران ندارن! اما باز هم منظورم از سختی کار  آدم های دیگه نیستند! منظورم از سختی کار افکار مختلفی که هی میاد و می ره هی از خودت می پرسی من اصلا مفید هستم من دارم چی کار می کنم؟ آیا از من کاری بر میاد؟ من که دارم تلاش می کنم پس چرا انگار نه انگار؟ چرا احساس می کنم دارم توی یک دایره حرکت می کنم هر چی می رم دوباره می رسم به یک نقطه؟ من افقی دارم می رم یا عمودی؟ آدم مفید چه جوریه چیکار می کنه؟

گاهی اوقات هم فکر می کنی باید عوض بشی باید تغییر کنی مثلا در حین فرنی درست کردن هدفون توی گوشت می کنی و زبان گوش می کنی این وسط هم بچه رو سر گرم می کنی و خودت می پری دقایقی رو پشت کامپیوتر تا ببینی تو دنیا چی می گذره!

اما آخر همه اش باز همین سوالات بالا  توی کله ات وول میخورن. گاهی اوقات هم فکر میکنی که چقدر اونایی که الان توی خونه نیستن خوشبختن! چقدر مفیدن! 

این یه جور سندروم هست که هر از گاهی به سراغ خانواده دارها میاد جوابش هم برای هر آدمی برای هر فکری متفاوته بعضی ها که کارمندن و دل خوشی از خانواده داری ندارند می گویند بابا بی خیال بچه خودش بزرگ می شه و در نهایت واسه نشستن تو توی خونه هم هیچ ارزشی قایل نیست! بعدش هم که ازدواج می کنه و یادش می ره از مادرش و می ره پی زنش! یعضی ها هم در شصت سالگی می گویند ای کاش توی خونه بودم و بزرگ شدن بچه هام رو لحظه به لحظه می دیم ای کاش اون روزهای بی بازگشت رو بیشتر درک می کردم اصلا نفهمیدم کی بزرگ شدن بچه هام!

خوب همه این تضاد ها اون هم تا این حد (!) واقعا در دنیای زنانگی وجود داره هر کسی یک مدل می پسنده یا دقیق تر اینکه هر کسی در هر شرایطی یک مدل می پسنده یا دقیق تر اینکه هر کسی در هر شرایطی در هر سنی در هر محیطی یک مدل می پسنده این یعنی پسندیدن حتی برای یک فرد هم تنها به خاص خودش وابسته نیست مهم اینه که آدم فقط راضی باشه اون هم از ته دلش اگر این اصل بود می توان امیدوار به پیشرفت بود و گرنه در هر شرایط هم که باشی باز زندگی همون دایره است که داریم توش حرکت می کنیم!

 




نظرات() 
baxterufnoskfarz.exteen.com
سه شنبه 24 مرداد 1396 11:32 ق.ظ
Having read this I thought it was extremely informative.
I appreciate you taking the time and energy to put this content together.
I once again find myself spending way too much time both reading and leaving
comments. But so what, it was still worth it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر