تبلیغات
یادم هست - کتاب خوانی اخر هفته



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 24 بهمن 1394-03:50 ب.ظ

نویسنده :setare *

کتاب خوانی اخر هفته

آخر هفته به خواندن کتابی گذشت که مدت ها در لیست انتظار خواندی هایم بود. چراغ ها را من خاموش می کنم قصه کلاریس و زندگی یکنواختی است که خیلی از زندگی ما دور نیست بی شک همه تجربه خو کردن به روزمرگی را در طول دوران های مختلف زندگی سراغمان آمده است البته حتما هم نباید مانند کلاریس با خانه داری به روزمرگی رسید به خودم که مراجعه کردم دیدم در سایر دوران ها هم نظیر این حس به سراغم آمده است و آنچه مهم است اون لحظه ای است که دیگه تصمیم به تغییرش می گیری که خوب جرقه اش هر بار به شکلی نمود پیدا می کنه. اما زندگی بعد از تصمیم واقعا طعم دیگه ای داره. از اون لحظه ای که بلاخره عینک خاک گرفته چسبیده به چشم را از صوت بر می داری رویش ها می کنی و با دستمال می افتی به جانش و هی می سابی و می سابی و بعد که به چشم می زنی دنیایت دیدنی است.

جمله هایی از این کتاب:   

آدم باید مراقب چپیزهایی که دارد باشد.

مشکلات زن ها به همه زن ها مربوط می شود.

زن ها باید دست به دست هم بدهند و مشکلاتشان را حل کنند به هم یاد بدهند و از هم یاد بگیرند .

باید کاری بکنم برای دل خودم.

بس که هر کاری را برای دیگران کردم خسته ام.

وقت میز چیدن برای مهمان ها همیشه یادم می رفت خودم را بشمارم.

این بار کسی مجبورم نکرده بود خودم خواستم.

این بار من بودم که می رفتم طرف خواهرم.

.

.



نظرات() 
http://suzannaegvirre.blog.fc2.com/
جمعه 13 مرداد 1396 08:35 ب.ظ
I used to be able to find good advice from your content.
شقایق
شنبه 24 بهمن 1394 05:18 ب.ظ
سلام عزیز خوبی؟ مطالب وبلاگتو دیدم بسیار زیبا بود معلومه که وقت گذاشتی .من یه پیشنهاد داشتم که واسه وبلاگ جفتمون خوبه اونم اینکه به وب سایت منم سر بزنی و باهم تبادل لینک داشته باشیم از این به بعد مثل دو تا دوست خوب واسه هم میشیم بعد از اینکه لینک کردی خبرم کن تا با افتخار لینکت کنم
ویدا
شنبه 24 بهمن 1394 04:21 ب.ظ
سلام خیلی ناراحتم از دستت چرا نمیای وبم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر